پژوهشكده تحقيقات اسلامى
53
عاشورا شناسى (فارسى)
طرف شد ؟ با ظِلّ اللَّه طرف شد ؟ « سلطان را نبايد دست زد » به چه حجت با سلطان عصرش طرف شد ؟ سلطان عصرى كه شهادتين را مىداد و مىگفت كه من خليفه پيغمبر هستم ! براى اينكه يك آدم قاچاق بود ، براى اينكه يك آدمى بود كه مىخواست اين ملت را استثمار كند ، مىخواست بخورد اين ملت را ، منافع ملت را مىخواست خودش بخورد و اتباعش بخورند . « 1 » سلطنت و ولايتعهدى همان طرز حكومت شوم و باطلى است كه حضرت سيدالشهداء ( ع ) براى جلوگيرى از برقرارى آن قيام فرمود و شهيد شد . براى اين كه زير بار ولايتعهدى يزيد نرود و سلطنت او را به رسميت نشناسد قيام فرمود و همه مسلمانان را به قيام دعوت كرد . اينها از اسلام نيست . اسلام سلطنت و ولايتعهدى ندارد . « 2 » خطرى كه معاويه و يزيد بر اسلام داشتند اين نبود كه غصب خلافت كردند ، اين يك خطر كمتر از آن بود . خطرى كه اينها داشتند اين بود كه اسلام را به صورت سلطنت مىخواستند در بياورند ، مىخواستند معنويت را به صورت طاغوت در آورند . به اسم اينكه ما خليفهء رسول اللَّه هستيم اسلام را منقلب كنند به يك رژيم طاغوتى . اين مهم بود آنقدرى كه اين دو نفر ضرر به اسلام مىخواستند بزنند يا زدند جلوترىها آنطور نزدند ! اينها اصل اساس اسلام را وارونه مىخواستند بكنند . سلطنت بود ، شرب خمر بود ، قمار بود در مجالسشان . خليفهء رسول اللَّه و در مجلس شرب خمر ! و در مجلس قمار ؟ ! و باز خليفهء رسولاللَّه نماز هم مىرود جماعت مىخواند ! اين خطر از براى اسلام خطر بزرگ بود . اين خطر را سيّدالشّهداء رفع كرد . قضيه ، قضيه غصب خلافت فقط نبود ، قيام سيدالشهدا ( ع ) قيام بر ضد سلطنت طاغوتى بود ؛ آن سلطنت طاغوتى كه اسلام را مىخواست به آن رنگ در آورد كه اگر توفيق پيدا مىكردند ، اسلام يك چيز ديگر مىشد ، اسلام مىشد مثل رژيم دو هزار و پانصد ساله سلطنت . اسلامى كه آمده بود و مىخواست رژيم سلطنتى را و امثال اين رژيمها را به هم بزند
--> ( 1 ) . 3 / 8 . ( 2 ) . ولايت فقيه ، ص 11 .